10 شاخص کلیدی برای موفقیت در سئو
- mehdisabet
- سئو

معیارهای سئو | SEO Metrics چیست؟
این روزها در دنیای دیجیتال، با توجه به تغییرات سریع الگوریتمهای موتورهای جستجو، یکی از چالشهای اصلی در زمینه بهینهسازی سایت (SEO) این است که بتوانید تشخیص دهید آیا تلاشها و استراتژیهای شما واقعاً موثر بودهاند یا نه. در واقع، به دلیل ماهیت طولانیمدت SEO، ممکن است ماهها طول بکشد تا تأثیرات واقعی کارهای انجام شده قابل مشاهده شوند.
به همین دلیل، درک معیارهای صحیح برای سنجش موفقیت در SEO اهمیت بسیار زیادی دارد. معیارهایی که بتوانید با پیگیری آنها، اثرات مثبت یا منفی استراتژیهای خود را ارزیابی کرده و بر روی عوامل مؤثری که باعث نتایج بهتر میشوند، تمرکز کنید. امروز میخواهیم شما را با مهمترین معیارهای کلیدی عملکرد (KPI) در SEO آشنا کنیم. از این طریق میتوانید یاد بگیرید چه معیارهایی را پیگیری کنید، چگونه آنها را اندازهگیری کنید و به چه شکل روی فاکتورهای موثر تمرکز بیشتری داشته باشید.
در ادامه، به 10 شاخص کلیدی عملکرد (KPI) برتر در زمینه SEO اشاره میکنیم که باید به طور مرتب آنها را بررسی و پایش کنید. این معیارها به شما کمک میکنند تا عملکرد خود را بهبود بخشید و به بهترین نتایج دست یابید.
این مقاله، پنجمین مقاله از سلسله مقالات آموزش سئو ثابت است. اگر مقالات قبل را مطالعه نکردید، ابتدا توصیه میکنم طبق راهنمای زیر، مقالات را به ترتیب مطالعه کنید.
بعد از خواندن این مقاله، باید بتوانید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چه معیارهایی برای اندازهگیری موفقیت SEO وجود دارد؟
- چگونه میتوان تعداد کلیکها را در Google Search Console مشاهده کرد؟
- Core Web Vitals چیست و چرا اهمیت دارد؟
- تعداد دامنههای ارجاعدهنده چه تأثیری بر رتبهبندی صفحات در گوگل دارد؟
- چگونه میتوان ترافیک ارگانیک را در Google Analytics بررسی کرد؟
- چه عواملی در تعیین تجربه کاربری (UX) موثر هستند؟
- مفهوم هزینه ترافیک SEO چیست و چگونه محاسبه میشود؟
- چه روشی برای بررسی تعداد صفحات ایندکسشده در گوگل وجود دارد؟
- CTR میانگین چه تأثیری بر رتبهبندی در گوگل دارد؟
- چگونه میتوان رتبهبندی کلمات کلیدی را پیگیری کرد؟
1. تعداد کلیکها (Total Clicks)
در نهایت، هدف اصلی از انجام SEO این است که ترافیک بیشتری از طریق موتور جستجوی گوگل به سایت شما هدایت شود. اما چطور میتوانید بفهمید که واقعاً چه میزان ترافیک از گوگل دریافت میکنید؟
اینجاست که معیار “تعداد کلیکها” یا همان Total Clicks در ابزار Google Search Console به کمک شما میآید. این گزارش دقیقاً به شما نشان میدهد که چه تعداد از کاربران در نتایج ارگانیک گوگل بر روی سایت شما کلیک کردهاند. این عدد تصویر روشنی از موفقیت یا ناکامی تلاشهای SEO شما ارائه میدهد و نشان میدهد که آیا استراتژیهایتان در حال جواب دادن هستند یا خیر.
علاوه بر تعداد کلیکها، ابزار Google Search Console اطلاعات ارزشمند دیگری نیز ارائه میدهد؛ از جمله Impressions (تعداد دفعاتی که سایت شما در نتایج جستجو به نمایش درآمده) و نرخ کلیک (CTR) میانگین. این دادهها نیز میتوانند کمککننده باشند؛ اما همچنان تعداد کلیکها مهمترین شاخص برای اندازهگیری عملکرد SEO شماست. به همین دلیل، میتوان این معیار را به عنوان “ستاره راهنما”ی SEO در نظر گرفت؛ اگر تعداد کلیکها در حال افزایش باشد، نشانهای از موفقیت تلاشهای شماست.
اما اگر این عدد ثابت مانده یا رو به کاهش باشد، احتمالاً نیاز دارید که روشهای خود را تغییر داده و به سراغ استراتژیهای دیگری بروید.
و حالا، میرسیم به دومین معیار مهم در زمینه SEO…
2. معیارهای اصلی وب (Core Web Vitals)
معیارهای اصلی وب (Core Web Vitals) مجموعهای از معیارهای مهم است که گوگل برای ارزیابی تجربه کاربری کلی سایت شما استفاده میکند. این معیارها به گوگل کمک میکنند تا متوجه شود آیا سایت شما تجربه کاربری مناسب و روانی را برای کاربران فراهم میکند یا خیر.
چرا این موضوع اهمیت دارد؟
همانطور که ممکن است بدانید، گوگل اکنون سایتها را تنها براساس معیارهای سنتی مانند بکلینکها و بهینهسازی کلمات کلیدی رتبهبندی نمیکند. اگرچه این معیارها هنوز هم اهمیت دارند، اما گوگل تمرکز بیشتری روی معیارهای تجربه کاربری یا User Experience Signals دارد. این به معنای آن است که گوگل ترجیح میدهد سایتهایی را رتبهبندی کند که برای کاربران جذاب و کاربرپسند باشند.
الگوریتم مبتنی بر هوش مصنوعی گوگل، به نام RankBrain، نقش مهمی در ارزیابی این تجربه کاربری دارد. RankBrain با تحلیل نحوه تعامل کاربران با سایتها، گوگل را قادر میسازد تا بفهمد آیا کاربران از تعامل با سایت شما رضایت دارند یا خیر. این الگوریتم از سیگنالهای تجربه کاربری استفاده میکند و این معیارها را در الگوریتم رتبهبندی گوگل به کار میبرد. به همین دلیل، توجه ویژه به گزارش Core Web Vitals بسیار مهم است.
گزارش Core Web Vitals گوگل
این گزارش که در ابزارهای Google Search Console یا PageSpeed Insights قابل دسترسی است، اطلاعاتی در خصوص عملکرد و سرعت صفحات سایت شما ارائه میدهد و معیارهایی همچون Largest Contentful Paint (LCP)، First Input Delay (FID) و Cumulative Layout Shift (CLS) را شامل میشود. این معیارها به شما نشان میدهند که آیا سایت شما از نظر سرعت و پایداری برای کاربران مناسب است یا نه.
به عنوان مثال:
- LCP: میزان زمان بارگذاری محتوای اصلی صفحه.
- FID: مدت زمان اولین تعامل کاربر با صفحه.
- CLS: میزان تغییر ناگهانی در چینش صفحه که میتواند باعث سردرگمی کاربر شود.
با بهینهسازی Core Web Vitals، میتوانید تجربه کاربری بهتری را فراهم کنید و در نتیجه، شانس بهتری برای کسب رتبههای بالاتر در گوگل داشته باشید.
3. دامنههای ارجاعدهنده (Referring Domains)
اوایل امسال، تیم من و من یک تحلیل گسترده بر روی 11 میلیون نتیجه در صفحات نتایج گوگل (SERP) انجام دادیم. در طی این بررسی، همانطور که انتظار میرفت، متوجه شدیم که بکلینکها همچنان بخش مهمی از الگوریتم رتبهبندی گوگل هستند. به طور کلی، صفحاتی که رتبههای بالاتری دارند، تعداد بکلینک بیشتری نسبت به صفحات با رتبه پایینتر دارند.
اما یک نکته جالب دیگر که کشف کردیم، این است که تنها تعداد کل بکلینکها اهمیت ندارد؛ بلکه تعداد دامنههای ارجاعدهنده یا همان Referring Domains نیز نقش مهمی در رتبهبندی صفحات ایفا میکند. این به معنای آن است که صفحاتی که از تعداد بیشتری سایت مختلف لینک دریافت میکنند، معمولاً رتبههای بهتری در نتایج جستجوی ارگانیک گوگل دارند.
تفاوت بکلینک و دامنه ارجاعدهنده چیست؟
بکلینک به هر لینکی که از یک سایت دیگر به سایت شما داده میشود، گفته میشود. در حالی که دامنههای ارجاعدهنده به تعداد سایتهای مختلفی که به سایت شما لینک دادهاند اشاره دارد، نه تعداد کل بکلینکها. به عبارت دیگر، مهم نیست چند لینک از یک سایت خاص به سایت شما داده شده باشد؛ اگر لینکها از یک دامنه باشند، تأثیر کمتری نسبت به لینکهایی که از دامنههای مختلف دریافت میکنید دارند.
چرا دامنههای ارجاعدهنده اهمیت بیشتری دارند؟
گوگل به لینکهای چندباره از یک سایت وزن کمتری میدهد. به عنوان مثال، زمانی که برای اولین بار یک لینک از Vimeo دریافت کردم، آن لینک بسیار قوی بود. اما اگر Vimeo بار دوم یا سوم به من لینک بدهد، این لینکها به اندازه لینک اول تأثیرگذار نخواهند بود.
به همین دلیل، من توصیه میکنم بیشتر روی افزایش دامنههای ارجاعدهنده تمرکز کنید تا تعداد کل بکلینکها. برای مثال، زمانی که سایت خود را در ابزارهایی مانند Semrush بررسی میکنم، معیار “Backlinks” را تقریباً نادیده میگیرم و تمرکزم را بهطور کامل روی “Referring Domains” میگذارم.
هرگاه تعداد دامنههای ارجاعدهنده برای سایت من افزایش مییابد، این نشانهای است که استراتژیهای بازاریابی محتوایی و لینکسازی من به خوبی عمل کردهاند و سایت در مسیر رشد قرار دارد.
4. ترافیک ارگانیک (Organic Traffic)
ترافیک ارگانیک یکی از معیارهای کلیدی در SEO است که نشان میدهد چه میزان از ترافیک سایت شما بهصورت طبیعی و از طریق موتورهای جستجو مانند گوگل به دست میآید. این معیار به شما کمک میکند تا میزان بازدیدهایی که مستقیماً از نتایج جستجوی ارگانیک دریافت میکنید را ردیابی کنید و بررسی کنید که آیا تلاشهای SEO شما واقعاً نتیجهبخش بودهاند یا خیر.
چطور ترافیک ارگانیک را در Google Analytics مشاهده کنید؟
برای مشاهده این معیار، میتوانید به راحتی وارد Google Analytics شوید و از طریق مسیر Audience → Overview به بخش نمای کلی مخاطبان دسترسی پیدا کنید.
۱. به منوی Audience رفته و روی Overview کلیک کنید.
۲. گزینه Add Segment را انتخاب کنید.
۳. Organic Traffic را انتخاب کنید.
در اینجا، شما دقیقاً مشاهده میکنید که چه تعداد از بازدیدکنندگان از طریق جستجوی ارگانیک به سایت شما وارد شدهاند. این اطلاعات دید بهتری نسبت به ترافیک طبیعی و بدون هزینه تبلیغاتی سایت شما ارائه میدهد.
تفاوت "ترافیک ارگانیک" با "تعداد کلیکها" در Google Search Console چیست؟
شاید این سوال برایتان پیش بیاید که “آیا ترافیک ارگانیک همان تعداد کلیکها در Google Search Console نیست؟”
به طور کلی، هر دو معیار، یک مفهوم اصلی را اندازهگیری میکنند: ترافیک دریافتی از موتورهای جستجو. اما تفاوتهایی در نحوه اندازهگیری آنها وجود دارد:
- Total Clicks در Search Console: این معیار تنها ترافیکی که از موتور جستجوی گوگل دریافت میشود را اندازهگیری میکند.
- Organic Traffic در Google Analytics: این معیار ترافیک ورودی از تمامی موتورهای جستجو از جمله گوگل، بینگ، یاهو و سایرین را در بر میگیرد.
همچنین، نحوه اندازهگیری این دو ابزار کمی متفاوت است؛ بنابراین، اعداد نمایش داده شده ممکن است یکسان نباشند، اما روند کلی آنها معمولاً مشابه است.
چرا هر دو معیار را بررسی کنیم؟
من به بررسی هر دو معیار علاقه دارم، چرا که اگر هر دو نشان دهند که ترافیک در جهت مثبت در حال حرکت است، نشانه خوبی از موفقیت کمپینهای SEO است.
5. معیارهای تجربه کاربری (User Experience Metrics)
تا اینجا، به معیار Core Web Vitals اشاره کردیم (که معیار دوم لیست ما برای SEO است)؛ اما باید بدانیم که Core Web Vitals همهچیز را درباره تجربه کاربری (UX) به ما نمیگوید.
چرا تجربه کاربری اهمیت دارد؟ تجربه کاربری خوب به معنی ارائه محتوای سریع، جذاب و مورد نیاز کاربر است. اگر سایت شما کند باشد یا محتوای آن غیرجذاب به نظر برسد، ممکن است کاربران به سرعت سایت شما را ترک کنند. این مسئله میتواند باعث کاهش رتبه سایت در گوگل شود.
معیارهای دیگری که در تجربه کاربری باید مدنظر داشته باشیم
شاخصهای کلیدی Core Web Vitals بیشتر روی سرعت بارگذاری و عملکرد صفحه متمرکز است. این معیارها برای اطمینان از عملکرد مناسب سایت مهماند؛ اما اگر فقط به آنها توجه کنید، تصویری کامل از UX نخواهید داشت. برای داشتن دیدی جامعتر، باید به دو سیگنال دیگر تجربه کاربری توجه کنیم که گوگل نیز از آنها برای رتبهبندی استفاده میکند:
Bounce Rate (نرخ پرش): این معیار نشان میدهد چه تعداد از کاربران بدون تعامل بیشتر سایت شما را ترک میکنند.
Dwell Time (مدت زمان حضور): نشاندهنده مدت زمانی است که کاربران پس از ورود به سایت شما در آن باقی میمانند.
در واقع، در مطالعهای که به بررسی بیش از ۱۱ میلیون نتایج جستجوی گوگل پرداخته شد، ارتباط قوی بین مدت زمان حضور کاربر و رتبههای بالاتر در صفحه اول مشاهده شد.
چگونه این معیارها را بسنجیم؟
یکی از دلایلی که توصیه میکنم روی این دو معیار تمرکز کنید، این است که اندازهگیری و بهبود آنها نسبتاً آسان است. به راحتی میتوانید هر دو معیار را در Google Analytics بررسی کنید:
۱. به Behavior → Site Content → Landing Pages بروید. ۲. در این بخش دو ستون کلیدی وجود دارد که باید به آنها توجه کنید: Avg. Session Duration و Bounce Rate.
Avg. Session Duration: این عدد نشان میدهد کاربران پس از ورود به سایت شما، چقدر در آن باقی میمانند. هر چه این عدد بیشتر باشد، بهتر است؛ زیرا نشاندهنده جذابیت و ارزش محتوای سایت شما برای کاربران است.
Bounce Rate: نرخ پرش مشخص میکند چه تعداد از کاربران بدون انجام تعامل بیشتر سایت شما را ترک میکنند. برای مثال، اگر کاربران در کمتر از چند ثانیه سایت را ترک کنند، نشانهای از عدم جذابیت یا مفید بودن محتواست.
چرا بعضی صفحات نرخ پرش بالایی دارند؟
نرخ پرش بالا در برخی صفحات ممکن است به دلیل عدم تمرکز بر محتوای اصلی باشد. به عنوان مثال، یکی از صفحات سایت من که درباره “انتخاب نام کانال” است، دارای دو بخش مقدمه قبل از شروع محتوای اصلی است که ممکن است کاربران را گیج کند و باعث خروج سریع آنها شود.
در مقابل، صفحاتی که با محتوای اصلی شروع میشوند، معمولاً نرخ پرش پایینتری دارند و کاربران بیشتر در آنها میمانند.
با تجزیه و تحلیل این دادهها، میتوانید محتوای صفحات با نرخ پرش بالا را بهبود دهید تا جذابیت بیشتری برای کاربران داشته باشند و در نتیجه تجربه کاربری و رتبهبندی کلی سایت را افزایش دهید.
6. هزینه ترافیک (Traffic Cost)
وقتی صحبت از معیارهای SEO میشود، به راحتی میتوان در جزئیات گم شد؛ معیارهایی مانند دامنههای ارجاعدهنده (Referring Domains)، نرخ پرش (Bounce Rate) و ترافیک ارگانیک (Organic Traffic) همگی از اهمیت بالایی برخوردارند. اما واقعیت این است که این معیارها به مهمترین پرسش پاسخ نمیدهند:
آیا سئو برای کسبوکار شما بازده سرمایهگذاری (ROI) مثبتی دارد؟
پاسخ به این سوال شاید به ظاهر ساده باشد اما در عمل میتواند بسیار پیچیده باشد. چرا؟ زیرا ممکن است برای کلمات کلیدی مختلفی در گوگل رتبه اول را داشته باشید، اما نتیجهای در فروش مشاهده نکنید. حتی ممکن است ترافیک سایت شما افزایش یابد اما نرخ تبدیل کلی آن تغییری نکند.
یکی از روشهایی که میتواند از بروز این مشکل جلوگیری کند، تحقیق کلمات کلیدی است. تحقیق اصولی به شما کمک میکند تا کلماتی را انتخاب کنید که به طور واقعی مخاطبان هدف شما جستجو میکنند و به دنبال محصولات یا خدماتی مشابه آنچه شما ارائه میدهید، هستند.
اما تنها تمرکز بر ترافیک ارگانیک کافی نیست. معیار دیگری که باید به آن توجه داشته باشید، هزینه ترافیک (Traffic Cost) است. این معیار برآوردی از هزینهای است که اگر قرار بود همین ترافیک ارگانیک را از طریق تبلیغات گوگل دریافت کنید، باید میپرداختید. شما میتوانید این عدد را در ابزارهایی مانند Semrush مشاهده کنید.
چرا هزینه ترافیک معیار مهمی است؟
هزینه ترافیک (Traffic Cost) معیاری است که نشان میدهد اگر شما همین میزان ترافیک را از طریق تبلیغات گوگل به دست میآوردید، چه هزینهای باید میپرداختید. این معیار ارزش مالی ترافیک ارگانیک شما را به شما نشان میدهد و شما میتوانید آن را در ابزارهایی مانند Semrush مشاهده کنید.
این عدد شاید کاملاً دقیق نباشد، زیرا این ابزارها تخمینهای خود را بر اساس دادههای مختلف و اغلب تخمینی ارائه میدهند. اما به طور کلی، این معیار به شما یک دید کلی از ارزش ترافیک سئو میدهد و میتواند نشان دهد که آیا تلاشهای سئو شما بازده مالی دارند یا خیر.
برای مثال، اگر سایتی دارید که ماهانه ترافیکی معادل ۳۸۶,۶۶۵ دلار از طریق سئو به دست میآورد، به شرطی که هزینههای شما برای تولید محتوا، لینکسازی و سایر فعالیتهای سئو کمتر از این مقدار باشد، میتوان گفت که سئو بازده خوبی برای شما دارد.
7. صفحات ایندکسشده (Indexed Pages)
صفحات ایندکسشده یکی از معیارهای مهم و در عین حال کمتر شناخته شده سئو است. این معیار نشاندهندهی تعداد صفحاتی است که گوگل از سایت شما ایندکس کرده است.
دو روش ساده برای مشاهده تعداد صفحات ایندکسشده سایت وجود دارد:
- با استفاده از عملگر
site:yoursite.comدر جستجوی گوگل میتوانید به طور تقریبی تعداد صفحات ایندکسشده را ببینید. - برای دسترسی به تعداد دقیقتر، از گزارش Coverage در Google Search Console استفاده کنید.
چرا تعداد صفحات ایندکسشده مهم است؟
بیشتر شدن تعداد صفحات ایندکسشده نسبت به تعداد صفحات مورد نیاز، میتواند به SEO فنی سایت شما آسیب بزند. صفحات اضافی ممکن است مشکلاتی مانند محتوای تکراری، بار اضافی برای سرور و کاهش کارایی سئو را ایجاد کنند.
برای مثال، در یکی از پروژههایمان، به دلیل تولید تعداد زیادی صفحات کمکیفیت به صورت خودکار، تعداد صفحات ایندکسشده در گوگل از ۱۲ هزار صفحه فراتر رفت. این موضوع باعث شد که عملکرد سئو سایت کاهش یابد و در نهایت نیاز شد که این صفحات را از ایندکس گوگل خارج کنیم، که این فرآیند ماهها به طول انجامید و بهینهسازی سایت را تحت تأثیر قرار داد.
بنابراین، مدیریت تعداد صفحات ایندکسشده یکی از بخشهای حیاتی سئو فنی سایت است و میتواند به بهبود نتایج جستجو و تجربه کاربری کمک کند.
8. میانگین نرخ کلیک (Average CTR)
میانگین نرخ کلیک (CTR) درصد افرادی را نشان میدهد که با دیدن سایت شما در نتایج گوگل روی آن کلیک میکنند. این نرخ یکی از معیارهای مهم برای سنجش کارایی سایت شما در جذب مخاطب از نتایج جستجوست.
در حالت ایدهآل، هر چه نرخ کلیک بالاتر باشد، تعداد کلیک و در نتیجه ترافیک بیشتری دریافت خواهید کرد. اما این تنها دلیل اهمیت CTR نیست. گوگل احتمالاً از نرخ کلیک به عنوان یکی از معیارهای الگوریتم رتبهبندی خود استفاده میکند. اگر سایت شما نسبت به دیگران کلیک بیشتری بگیرد، گوگل اینطور برداشت میکند که محتوای شما برای آن کلمه کلیدی بسیار مرتبط است و ممکن است جایگاه شما را چند پله ارتقا دهد.
میانگین CTR خوب چقدر است؟
پاسخ دقیقی برای این سوال وجود ندارد، زیرا نرخ کلیک تا حد زیادی به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله موقعیت شما در نتایج جستجو و رقابت با دیگر ویژگیهای صفحه نتایج. به عنوان مثال، اگر صفحهی نتایج شامل تعداد زیادی تبلیغات، یک قطعه ویژه (Featured Snippet) یا دیگر عناصر باشد، احتمالاً نرخ کلیک شما کمتر خواهد بود، حتی اگر در رتبه اول باشید. از طرفی، اگر نتایج جستجو نسبتاً ساده و بدون تبلیغات اضافی باشد، شانس شما برای دستیابی به نرخ کلیک بالا بیشتر است.
به عبارت دیگر، شما نمیتوانید آنچه گوگل در اطراف نتیجه شما قرار میدهد را کنترل کنید، اما میتوانید ظاهر نتیجه خود را به گونهای جذابتر کنید که توجه کاربران را جلب کند.
چگونه CTR را بهبود دهیم؟
به جای اینکه به دنبال دستیابی به یک عدد خاص برای نرخ کلیک باشید، تمرکز خود را روی بهبود عنوان (Title) و توضیحات متا (Meta Description) قرار دهید. با این کار، شانس اینکه کاربران روی نتیجه شما کلیک کنند افزایش پیدا میکند. یک عنوان و توضیحات متای جذاب و مرتبط میتواند نه تنها نرخ کلیک را افزایش دهد، بلکه به بهبود جایگاه شما در نتایج جستجو نیز کمک کند.
9. رتبهبندی کلمات کلیدی (Keyword Rankings)
رتبهبندی کلمات کلیدی به موقعیت سایت شما در نتایج گوگل برای یک مجموعه از کلمات کلیدی اشاره دارد که در کمپین سئو شما اهمیت دارند. پایش جایگاه شما در این کلمات کلیدی میتواند به شما کمک کند تا درک بهتری از کارایی و موفقیت استراتژی سئوی خود داشته باشید.
چگونه رتبهبندی کلمات کلیدی را ردیابی کنیم؟
دو روش اصلی برای پیگیری رتبهبندی کلمات کلیدی وجود دارد:
استفاده از ابزارهای ردیابی رتبه (Rank Tracking Tools): در این روش، شما مجموعهای از کلمات کلیدی که برایتان اهمیت دارد را وارد ابزار میکنید. این ابزارها رتبه شما را برای این کلمات کلیدی نمایش میدهند و در طول زمان تغییرات آن را ردیابی میکنند. به عنوان مثال، ابزار Ahrefs یک نمای کلی از ردیابی رتبه کلمات کلیدی ارائه میدهد و به شما کمک میکند تا روند بهبود یا کاهش جایگاه خود را بررسی کنید.
استفاده از گزارشهای کلمات کلیدی ارگانیک در ابزارهایی مانند Semrush: در این روش، به جای استفاده از ابزارهای ردیابی سنتی، از گزارشهای ارگانیک کلمات کلیدی بهره میبرید. ابزارهایی مانند Semrush این امکان را فراهم میکنند تا تمامی کلمات کلیدی که سایت شما برای آنها رتبه دارد، به طور خودکار ردیابی شوند و به شما یک دید کلی از رتبهبندی کلمات کلیدیتان بدهند.
چرا استفاده از گزارشهای ارگانیک کلمات کلیدی مفیدتر است؟
مشکل اصلی ابزارهای سنتی ردیابی رتبه این است که تنها کلماتی را پیگیری میکنند که به آنها اضافه کردهاید. این یعنی شما فقط دید محدودی از جایگاه سایتتان دارید.
اما گزارشهای کلمات کلیدی ارگانیک، تمامی کلمات کلیدیای که سایت شما برای آنها رتبه دارد را به طور خودکار شناسایی و ردیابی میکنند. این قابلیت، به شما دید جامعی از عملکرد سایتتان در تمامی کلمات کلیدی میدهد، نه فقط در کلمات کلیدی خاصی که وارد کردهاید.
10. خطاهای پوشش (Coverage Errors)
خطاهای پوشش به مشکلاتی اشاره دارد که سایت شما در فرآیند خزیدن و ایندکس شدن با آنها مواجه است. این خطاها میتوانند بر روی رتبهبندی و دید سایت شما در نتایج جستجوی گوگل تأثیر منفی بگذارند. بنابراین، مهم است که به طور مرتب این خطاها را بررسی و اصلاح کنید.
اهمیت بررسی خطاهای پوشش
ابزار Google Search Console ابزاری حیاتی برای ردیابی و نظارت بر این خطاها است. با استفاده از این ابزار، میتوانید مشکلاتی مانند عدم ایندکس شدن صفحات، خطاهای خزیدن، و سایر موانع را شناسایی کنید.
چرا مهم است؟
- افزایش دید سایت: صفحات ایندکس نشده نمیتوانند در نتایج جستجو نمایش داده شوند، که به معنای از دست دادن ترافیک و مشتریان بالقوه است.
- بهبود رتبهبندی: اگر گوگل نتواند صفحات شما را به درستی خزیده و ایندکس کند، ممکن است که رتبه شما در نتایج جستجو کاهش یابد.
انواع خطاهای پوشش
صفحات “Noindex”: یکی از خطاهای رایج، وجود URLهایی است که به اشتباه به عنوان “noindex” علامتگذاری شدهاند. این خطا به این معنی است که صفحاتی که میخواهید ایندکس شوند، از ایندکس شدن بازماندهاند و به همین دلیل در نتایج جستجو ظاهر نخواهند شد.
خطاهای خزیدن: این خطاها به مشکلاتی اشاره دارند که مانع از خزیدن صحیح رباتهای گوگل به صفحات سایت شما میشوند، مانند خطاهای 404 (صفحه پیدا نشد) یا مشکلات دسترسی.
انواع خطاهای پوشش
به دلایلی که ذکر شد، پیشنهاد میشود که خطاهای پوشش را حداقل یک بار در هفته بررسی کنید. این کار به شما کمک میکند تا هرگونه مشکل را سریعاً شناسایی کرده و اقدامات لازم را برای رفع آنها انجام دهید. در صورتی که از این مسائل غافل شوید، ممکن است به مرور زمان تأثیرات منفی بر روی رتبهبندی و ترافیک سایت شما داشته باشد.
سخن پایانی
در نتیجه، درک و پیگیری معیارهای کلیدی سئو برای سنجش اثربخشی تلاشهای شما بسیار اهمیت دارد. با تمرکز بر این KPIهای اساسی مانند تعداد کلیکها، ترافیک ارگانیک و معیارهای تجربه کاربری، میتوانید بینشهای ارزشمندی درباره آنچه ترافیک را به سایت شما هدایت میکند و چگونگی برآورده شدن نیازهای کاربر به دست آورید. به یاد داشته باشید، سئو یک استراتژی بلندمدت است و ممکن است نتایج فوری ارائه ندهد. بنابراین، نظارت منظم بر این معیارها و آمادگی برای تطبیق استراتژیهای خود بر اساس دادههای جمعآوریشده ضروری است. در نهایت، هدف نه تنها افزایش دید در موتورهای جستجو، بلکه بهبود تجربه کاربری، تقویت تعامل و تبدیل است. با نظارت دقیق بر این معیارها و بهینهسازی مداوم رویکرد خود، به موفقیت چشمگیری در سئو دست خواهید یافت. 🌟